تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب عجایب
 

 
گوسفند!!
نقل قول از دوستان میباشد
. . .
واقعیتی دردآور
برای ورود زائری که چند روز دیگر میرسید گوسفندی خریداری کردم که چند روزی در خانه نگه دارم تا وقت قربانی کردن او برسد.
آن را داخل حیاط گذاشتیم ولی آنقدر صدا داد ، صدایی که شباهتی به بع بع گوسفند نداشت و بیشتر به ناله شبیه بود.
تا اینکه همسایه هم شاکی شد و ما آن را درون دستشویی گذاشتیم و در را بستیم تاصدای او کمتر شنیده شود.
ولی ناله های او تمامی نداشت. رفتم سری به او بزنم ببینم آیا میتوانم بفهمم چه چیزی او را آزار میده که متوجه شدم
او در این مدت هیچگونه دفع فضولات نداشته.
خیلی تعجب کردم وقتی دقت کردم دیدم که محل دفع ادرارو مدفوع این حیوان را دوختند
که با نگه داشتن مواد دفعی چند کیلویی وزن آن اضافه شود و پول بیشتری عاید آنها شود.
میتوانید باور کنید انسان امروز جامعه ما به کجا رسیده من که هنوز از شوک این واقعه بیرون نیامده ام.


::
:: مرتبط با: حیوانات , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391
ترجمه خطبه بدون نقطه!

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

منابع:

 برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

منابع:

1- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی

کتاب ناقل بخش آغازین خطبه:

1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)

2- الصراط المستقیم

3- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)

4- بحار الانوار

5- منهاج البراعة



::
:: مرتبط با: مذهبی , پیامبران و امامان , پیام ها و سخنان زیبا , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391
خطبه بدون نقطه

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.




::
:: مرتبط با: عجایب , آمار , پیام ها و سخنان زیبا , پیامبران و امامان , مذهبی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391
سخنرانی بدون‏ الف‏ امیرالمومنین(ع)

 روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟

 معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.


حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.



::
:: مرتبط با: مذهبی , پیامبران و امامان , پیام ها و سخنان زیبا , آمار , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391
ترجمه خطبه بدون نقطه!

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

منابع:

 برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

منابع:

1- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی

کتاب ناقل بخش آغازین خطبه:

1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)

2- الصراط المستقیم

3- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)

4- بحار الانوار

5- منهاج البراعة



::
:: مرتبط با: مذهبی , پیامبران و امامان , پیام ها و سخنان زیبا , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391
پیش فروش دامن مردانه آغاز شد!!!

اشتباه نکردید! درست خواندید.آخر الزمان است دیگر. اتفاقاتی می افتد که شاید باورکردنش سخت باشد.

 اما اگر می خواهید راحت تر باور کنید بهتر است به چند سال قبل برگردیم. ببینیم کجا بودیم و به کجا رسیدیم. با نگاهی به گذشته و حال، می شود آینده را پیش بینی کرد. درست مثل کسی که قدم در جاده ای گذاشته، اگر نگاهی به پشت سر و نگاهی به موقعیت فعلی اش بیندازد می تواند بفهمد با مسیری که پیش گرفته چه هنگام به مقصد می رسد.

 اگر آن زمان می گفتند: چند وقت دیگر پسران و مردان، به جای اینکه ریش و سیبیل خود را شانه کنند، گیسوان بلند و پریشان خود را می بافند؛ باورتان می شد؟!

باورتان می شد برخی از جوانان مثل زنها صورت خود را آرایش کنند؟!

اگر روزگاری می شنیدید جوانمردان ذهن و خیال شما، به گونه ای خود را اصلاح می کنند، که تشخیص جنسیت آنان در نگاه اول ممکن نیست، چه می گفتید؟

همه اینها را گفته بودند. ولی ما باورمان نشد. یا حداقل فکر نمی کردیم به همین زودی ها این اتفاق بیفتد!

آری فکر نمی کردیم در همین زمان ما جوانانی که همسن و سالان آنها در چند سال قبل مردانه در مقابل دشمن ایستادند و جانانه مبارزه نمودند، لباس هایی برتن کنند که هنوز بسیاری از زنان نیز از پوشیدن آن حیا می کنند.

باورمان نمی شد جوانانی که حتی از پوشیدن لباس های آستین کوتاه هم حیا می کردند، امروز از بیرون بودن مارک لباس زیرشان نه تنها خجالت نمی کشند که بدان افتخار هم می کنند.

شنیدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

 

 در آخرالزمان مرد ها خود را شبیه زنها و زنها خود را شبیه مرد ها می كنند.

 

شنیده بودیم و برایمان گفته بودند. ولی در خیالمان هم نمی گنجید روزی همین جوان های ما، شلوارهای زنانه بپوشند. تصور نمی کردیم کسی که خود را مرد می نامد لباس هایی تنگ و بدن نما با رنگ هایی زنانه و دخترانه بر تن کند و با کرشمه های زنانه در کوی و برزن ظاهر شود.

باورمان نمی شد که مردی و مردانگی که نشانه اش مرام و معرفت و فتوت بود، با اداهای زنانه جابجا شود.

باورمان نمی شد که دختران و پسران یک خانواده لباس هایشان مشترک شود و تشخیص آنها از هم مشکل.

همه این ها را شنیده بودیم ولی باور نکردیم. تمام این وقایع را شنیده بودیم ولی یا باورمان نمی شد و یا از خود و اطرافیان خودمان دور می دیدیم. باورمان نمی شد فرزندان، برادران و عزیزان ما اینگونه بازیچه شیطان و شیطان صفتان شوند.

 حالا بیایید این خبر را جدی بگیریم شاید به غیرت جوانانمان برخورد و به خود آیند و مردی و مردانگی را از سر گیرند.

نکته ای که توجه به آن می تواند ما را نسبت به وضعیت اسفبار آخرالزمان هشیار و با بصیرت گرداند، این است که اگر از زاویه دیگر به اینگونه احادیث بنگریم به این نکته پی می بریم که این اخبار و روایات نوعی افشای نقشه دشمنان و تلنگر به جبهه خودی است که مراقب باشند.

 اهل بیت علیهم السلام می خواهند وضعیت خطرناک آخرالزمان را برای ما تشریح کنند تا شیعیانشان بیش از پیش مراقب خود و فرزندانشان باشد که اگر از آنان غفلت کنند، اگر آنان را با هر لباسی که به بازار آمد بپوشاندند، اگر ملاک انتخاب لباس آنان مدهای روز جامعه باشد و در این زمینه خود را با جامعه تطبیق دهند، اگر از همان زمان خردسالی فرزندان در انتخاب لباس تنها به زیبایی و مُد بیندیشند اگر به زیبایی فرزندانشان بیش از دین، فکر و عقل آنها اهمیت دهند، کارشان به جایی خواهد رسید که لباس های زنانه بر اندام پسرانشان بپوشانند.

* تصاویر واقعی و مربوط به شوی لباس مردانه در روسیه است. امیدواریم شاهد ورود این لباس ها به ایران عزیزمان نباشیم.

این مطلب از وبلاگ http://nasim110.mihanblog.com گرفته شده است. به دلیل زیبایی مطلب و آگاهی نسل جوان با ذکر منبع منتشر گردید.



::
:: مرتبط با: مذهبی , عجایب , ظهور , شیطان و اجنه ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391
حجت‌الاسلام قرائتی: برخی دو لیتر برای امام زمان گریه می‌کنند اما حاضرنیستند یک سیلی برای امام بخورند
کمتر کسی است که در ایران به تماشای تلویزیون نشسته باشد و معلم قرآنی که سالهاست با تخته و گچ مهمان خانه های مردم می شود را نشناسد. خودش تعریف می کرد: «یک نفر ...

 خودش تعریف می کرد: «یک نفر  در حرم امام رضا علیه السلام از من پرسید چند سال است که طلبه هستی؟ گفتم بیست سال! گفت امام علی علیه السلام هر وقت اصحاب خودش را می دید، خوشحال می شد شما که بیست سال است روحانی هستی، یک مرتبه شده که حضرت مهدی (ع) به تو نگاه کند و لذت ببرد؟ گفتم نمی دانم»

 استاد محسن قرائتی ریاست هیئت امناء بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج) را بر عهده دارد؛ جایی که به پرسش، آموزش و پژوهش درباره امام عصر علیه السلام می پردازد و هدف آن ترویج و معرفی فرهنگ مهدویت و آشناسازی اقشار جامعه به ویژه نسل جوان با شخصیت امام مهدی علیه السلام است.
درس و نکته های استاد درباره امام موعود مثل همیشه خواندنی است  که در ادامه گزیده آن از نظرتان می گذرد...


http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-10/10/8820-30046.jpg



***هرکسی انتظاری دارد؛ انتظار جایزه، مدال، درجه، ازدواج، تمام شدن قسط! بالاخره هرکسی در زندگی انتظار و امیدی دارد و زندگی هم به همین امیدهاست. اگر چراغ امید خاموش بشود، دیگر کسی دنبال کاری نمی رود. منتها ببینیم چه انتظاری ارزش دارد؟ اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد ببینید آرزویش چیست؟

***آرزوی بچه آدامس است. هرچه روح بزرگ تر شود، امید های او هم بزرگتر می شود. بزرگترین افراد کسانی هستند که در انتظار حضرت مهدی علیه السلام باشند. چون انتظار حضرت یعنی امید جهانی! عدالت جهانی امنیت جهانی! ما با انتظار ظهور، در انتظار محو فقر، محو تبعیض، محو بی عدالتی ها، انتظار همه خوبی ها و محو همه بدی ها هستیم.

***می گوییم « با حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک» خوب اگر ظهور فرماید ما چه خواهیم کرد ؟! کسانی که در انقلاب هیچ نقشی نداشته اند چطور انتظار فرج دارند؟! کسانی که ترسیدند فرزندی به جبهه نفرستادند، با احتیاط بگویند امام زمان بیا. برای اینکه امام زمان که بیاید خواهد فرمود: با دشمنان مقابله کنید! و حال آنکه دشمن به خانه ات آمد و شما پنهان شدی و ترسیدی! می خواهی یار امام زمان باشی؟ کسانی که دو لیتر برای امام زمان گریه می کنند ولی حاضر نیستند که یک سیلی برای امام زمان بخورند نمی توانند یار آن حضرت باشند!

***صداقت داشته باشیم! قرآن می فرماید « أولئک هُمُ الصَّادِقُونّ» آنها راستگویانند.
علت اینکه من الان دم از آقا می زنم، این است که در سرازیری هستم و در سرازیری هر بشکه ای بنز است! در سرازیری هر بی دینی دین  دار است؛ چون انتظار زبانی نیست عملی است؛ انتظار مصلح را کسی دارد که خودش صالح باشد و حرکت کند.

***امام باقر علیه السلام فرمود: امام زمان که بیاید دست به کارهای تازه ای خواهد زد، کتاب جدیدی می آورد. البته کتاب همین، قرآن است ولی چون به آیات آن عمل نشده است. وقتی امام بیاید قرآن بخواند، مردم می گویند ما تا حالا چنین دینی سراغ نداشتیم.

***در روایت داریم امام زمان علیه السلام کارهایی می کند که بعضی از مذهبی ها هم ناراحت می شوند! در بعضی از روایات داریم که از برخی مسجدها می گویند برویم او را بکشیم چون این آمده بساط ما را به هم زده است. الان ممکن است افراد مذهبی سنتی وجود داشته باشند که اگر حرف حقی به خلاف آداب پدران آنها بزنی زیر بار نروند.

***آیت الله العظمی بروجردی بعضی از مذهبی ها را از کارهای خلاف و خرافی نهی فرموده بود، گفته بودند: شما مرجع تقلید هستی، سالی 364 روز ما از شما تقلید می کنیم اما یک روز عاشورا در اختیار ما باشد. پس درباره امام زمان آمده است که «بامرٍ جدیدٍ و کتابٍ جدیدٍ و سنتهٍ جدیدهٍ و قضاءٍ جدیدٍ» حضرت با دستور و کتاب و روش و قضاوت جدید می آید.
 
***امام در تفسیر آیه «وَ یحی الاَرضَ بعد موتِها » می فرماید: بهار مهدی که آمد، زمین با عدل زنده می شود... زنده شدن با گل و گیاه، زنده شدن طبیعی است. یک زنده شدن سیاسی هم هست که با عدالت صورت می گیرد.


***هستی برای بشر است، آیات زیادی با کلمه (لکم) داریم، یعنی هستی برای شماست. انسان هم برای عبادت نه اینکه همه اش بر سر نماز باشد بلکه همه کارهایش رنگ خدایی داشته باشد. حالا اگر هستی برای بشر و بشر برای عبادت است، اگر بشر عبادت نکرد، ظلم کرد، دیگر وجود این بشر لازم نیست؟ چون سفره پهن کرده ایم برای اینکه مهمان غذا بخورد، اگر غذا نمی خورد سفره را جمع کنیم؟

***خدا می فرماید «ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» به خاطر وجود پیامبر است که ما شما را عذاب نمی کنیم. مثل اینکه سفره باز است، همه غذا می خورند و بعضی آن را نفله و اسراف می کنند اما یک انسان محترم نشسته و مشغول غذا خوردن است صاحب خانه  به خاطر او سفره را جمع نمی کند با اینکه گاهی خادم مسجد می بیند همه رفتند یک نفر مرد خدا مشغول عبادت است، به خاطر او لامپ های مسجد را خاموش نمی کند! حدیث داریم «لولا الحجه لساخت الارض» یعنی اگر حجت خدا نباشد، زمین اهل خود را فر می برد!

***سیم ها باعث می شوند که لامپها روشن شود. در اسکناس هم یک نخ است که به اسکناس ارزش می دهد هستی هم یک دارد؛ در دعای ندبه خطاب به امام زمان می خوانیم «این السبب المتصل بین الارض و السماء» نخ اعتبار و ارزش هستی حضرت مهدی علیه السلام است! پس معلوم می شود باید یک عبادتی روی زمین باشد که به اندازه هستی بیارزد. عبادت ما که چیزی نمی ارزد. آن وقت ابر و باد مه خورشید و فلک کار می کنند ...

***اعتقاد به امام زمان فطری است

***فطری یعنی چه؟ یعنی چیزی که چهار تا هر دارد هر،هر،هر،هر دارد !
مثال: علاقه مادر به بچه فطری است. چرا ؟ چون در هر زمان، در هر مکان، در هر سن در هر رژیم و حکومتی مادر بچه اش را دوست دارد اما فلفل خوردن و پوشیدن لباس عربی فطری نیست. چیزی فطری است که در هر زمان، هر سن، و هر جامعه یک طور باشد.

***امید به آینده در فطرت بشر است؛ چون همه مردم دنبال آینده خوب هستند. در طول تاریخ بشر اینچنین بوده است و انسان همیشه به دنبال یک حکومت عادلانه و حق است و این علاقه به یک آینده روشن  و بهتر که در تمام روحیه ها هست فطری است.عقل هم اجازه نمی دهد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند و بعد چهار تا متجاوز مثل گرگ بیایند چهار تا مظلوم مثل میش را بخورند. برای همین وجود یک حکومت عدل ضرورت است.

***قرآن هم می فرماید . «وعدالله الذین امنو منکم و عملو الصالحات » خدا وعده داده به مؤمنان نیکوکار که «لیستخلفنهم فی الارض» تا در زمین آنها خلیفه و حاکم شوند. «و ارسل رسوله بالهدی » پیغمبر اسلام را همراه با هدایت و دین فرستاد و تا «لیظهره علی الدین کله» اینکه اسلام در سراسر دنیا منتشر شود و ظهور یابد. «و لقد کتبنا فی الزبور» در کتاب زبور داوود نوشتیم «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» بندگان صالح حکومت را به دست خواهند گرفت و آینده بشر با حکومت حق است. «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض» ما تصمیم داریم و سنت و قانون وبرنامه حتمی ما این است که مستضعفین کره زمین حکومت را به دست بگیرند ...

انتظار صبر است، نه احتظار

***انتظار یک عمل است، نه حالت. چون می فرماید «افضل الاعمال انتظار الفرج» نه « افضل الحالات»
معلوم می شود انتظار سکوت و احتضار و سکون نیست. در روایت است که انتظار مثل رزمنده، ثواب غلطیدن در خون را دارد، مثل انسان شهیدی که در خون خودش می غلتد! ولی اگر ما منتظر باشیم مثل هروئینی هایی که کنار کوچه چرت می زنند، این ثواب غلتیدن در خون را دارد!؟

***نکته دیگر اینکه منتظر اسم فاعل و منتظر است مفعول است ؛ پس منتظر با منتظر باید یک سنخیت و شباهتی داشته باشند. کشاورز منتظر میوه است. مستکشف منتظر کشفیات است. مخترع منتظر اختراع است و والدین منتظر فرزند هستند. باید بین این دو سنخیت باشد. ما که منتظر آقا هستیم، باید رفتارمان با رفتار آفا یک سنخیتی داشته باشد. پس منتظر یعنی انسان تلاشگر.

***امام صادق علیه السلام فرمود «من سر ان یکون من اصحاب القائم » کسی که دوست دارد از اصحاب حضرت مهدی باشد «فلینتظر» منتظر باشد «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. «محاسن الاخلاق و هو منتظر» منتظر باشد. «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. « و محاسن الاخلاق و هو منتظر» اخلاق خوب داشته باشد. امام سجاد علیه الاسلام فرمود کسانی که منتظر آقا امام زمان هستند «الدعاه الی دین الله » تبلیغ می کنند برای دین خدا «سرا و جهرا» علنی و مخفیانه. یعنی صبح تا شام تلاش می کنند برای دین شان! این معنای انتظار است ...

***می گویی چرا تکان نمی خوری ؟ می گوید: امام زمان می آید کارها را درست می کند! مثل کسانی که در تاریکی می نشینند و منتظر خورشیدند! منتظرن خورشید بتابد اما در تاریکی نمی نشینیم، لامپی روشن می کنیم! یا زمستان منتظر هوای گرم تابستان هستیم اما بخاری روشن می کنیم.

***بعضی معنای «انتظار» را نفهمیده اند؛ مثل محبت، عشق و مودت به علی علیه السلام! می گوید: علی گویم، علی جویم: علی پویم، علی مولای درویشان ... علی در جبهه، در نماز جمعه و جماعت، در محراب، روی منبر، سر درس، بیل به دست، در مزرعه بود؛ آیا آنجا که علی علیه اسلام بود ما هستیم !؟

***نمی شود کسی بگوید یا حجه بن الحسن دوستت دارم ولی سهم امام ندهد! مثلاً پول یکی را بردارد، بعد بگوید آقا بنده ارادتمندم، چاکرم، مخلصم، دو لیتر برایت گریه می کنم و دعای ندبه می روم، اسم بچه ام را مهدی می گذارم، سینه هم می زنم اما سهم امام نمی دهم!

***شما اگر منتظر مهمان هستی در خانه نمی خوابی و اگر بخوابی، پس معلوم می شود منتظر نیستی؛ مردی که منتظر مهمان است می آید درب خانه، سر کوچه می ایستد و زنی که منتظر مهمان است، سبزی اش را پاک می کند سفره اش را آماده می کند. کسی می تواند منتظر باشد که خبر از جنایت تاریخ داشته باشد.  بفهمد که در تاریخ چه می گذرد و بفهمد حضرت مهدی علیه السلام چه مصلحی است

***حدیث داریم «من مات و لم یعرف امامه مات میتهً جاهلیهً» یعنی اگر انسان ، امام را نشناسند دین ندارد! درباره اهمیت شناخت امام دعائی داریم که « اللهم عرفنی نفسک فانکان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک الهم عرفنی رسولک فإنک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی» می گوییم: خدایا بدرستی که تو اگر خودت را به من نشناسانی نمی توانم پیغمبرت بشناسم. خدایا اگر پیغمبرت را نشناسم امام را  هم نمی شناسم، امام را به من بشناسان ، اگر نشناسانی کج می روم ! یعنی انسان اگر امام و حجت خود را نشناسد. از دین گمراه می شود ! بنابر این انحراف وقتی است که انسان امام زمانش را نشناسد. البته شناخت نه در حدی که پسر امام حسن عسکری است این شناخت شناسنامه ای است.

***لشکر حر از طرف یزید راه بر امام حسین علیه السلام بستند ولی حضرت فرمود به همه آنها آب بدهید، یکی دیر آمد  گفت این را هم آب بدهید و یکی از آنها هم که نمی توانست درست آب بخورد حضرت با دست مبارک خودش به او آب داد! چه کسی دیده که فردی به دشمنش با محبت آب دهد؟ اینکه حر توبه کرد به خاطر این محبت بود ببینید چقدر روح بزرگ است، چون پدر امت است.

***این هم که می گویند امام زمان علیه السلام با شمشیر می آید، شمشیر برای کسانی است که جز منطق زور چیزی دیگری نمی فهمند، مثل اسرائیلی ها! آیا قابل نصیحت هستند؟ سازمان ملل می تواند آنها را مهار کند؟ چه قدرتی می تواند؟ این منطق زور است. ولی امام زمان سر تا پا مهر است. چون می فرماید. «ولاناسین لذکرکم» ما لحظه ای شما را فراموش نمی کنیم.


***شخصی خیلی دنبال امام زمان می گشت.مسجد کوفه، مسجد سهله، این طرف آن طرف، خودش را به آب آتش زد. تا بالاخره از طریقی فهمید که امام زمان فلان روز، فلان شهر و فلان خانه تشریف دارند. آمد دید خانه زنی است که جوانش مرده است و سید بزرگواری هم نشسته؛ آقا به  او فرمود چقدر خودت رو به این طرف و آن طرف می زنی؟ مثل این زن باش، ما به خانه ات می آییم! می گوید از این زن تحقیق کردم متوجه شدم که او در زمان رضا شاه لعنتی که حجاب را بر می داشت، هفت سال برای حفظ عفاف و حجابش از خانه بیرون نیامد که مبادا پاسبان های زمان رضا شاه چادر از سرش نکشند.

***افراد زیادی از من پرسیده اند که چه کنیم امام زمان را ببینیم؟ گفته ام چشمت گناه نکند لیاقت ملاقات پیدا می کنی. شما اگر توی یک ظرفی حنا دست کردی، ظرف بعد از شستن هم بوی حنا می دهد. البته ما وظیفه نداریم کارهایمان را تعطیل کنیم، برویم دنبال دیدن امام زمان ! کما اینکه وظیفه نداشتند یاران امام صادق علیه السلام بروند دنبال دیدن امام صادق! آنچه مهم است، شناخت و اطاعت است، گرچه زیارت و ملاقات هم یک ارزش است اماما چنین تکلیفی نداریم. حدیث می فرماید «اتقوالله» تقوا داشته باش، امام به شما توجه می کند.

مرجع: مشرق


::
:: مرتبط با: تصویر , مذهبی , پیامبران و امامان , پیام ها و سخنان زیبا , عشق , عجایب , بزرگان دینی , ظهور ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 5 آبان 1391
بند انگشت در همبرگر!!










این هم کاریکاتوری در رابطه با تصاویر بالا!!



::
:: مرتبط با: تصویر , عجایب , خبر , حوادث , خوراکی ها ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391
جنین خفاش و نوزاد مورچه و زنبور
به گزارش مهر، این تصاویر در مسابقه عکاسی میکروگرافی دنیای کوچک شرکت کرده اند که توسط شرکت نیکون که به تولید دوربین عکاسی و عدسی‌های اپتیک شناخته می شود، برگزار شد.

هدف از برگزاری این مسابقه یافتن چشمگیرترین تصاویر میکروسکوپی بود که توسط دانشمندان و هنرمندان گرفته شده است.


این تصویر توسط نیکولا راهم از بوداپست مجارستان نشان دهنده یک زنبور انگلی است که به دوربین خیره شده است.



دوریت هاکمن محقق دانشگاه کمبریج است جنین خفاش ماستیف سیاه را در دوربین میکروسکوپی خود قاب گرفته است.



این تصویر توسط گیر درانج نشان دهنده مورچه ای است که نوزاد خود را حمل می کند



در تصویر دیگری از گیر درانج، به نظر می رسد یک مورچه مورچه دیگر را سرزنش می کند


::
:: مرتبط با: تصویر , علمی , حیوانات , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 29 مهر 1391
چرا حجاج خلاف جهت عقربه‌های ساعت طواف می کنند؟
شاگرد پروفسور حسابی بر اساس علم فیزیک، علت اینکه جهت انجام طواف دور خانه خدا خلاف جهت عقربه های ساعت است را تشریح کرد.

حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو به فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود. وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد ۵ نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود. این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.

اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود. وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.

::
:: مرتبط با: مذهبی , علمی , جغرافیا , عجایب ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1391