تبلیغات
زنگ تفریح - انسانهای قلابی
 

 
انسانهای قلابی
فردی به دکتر مراجعه کرده بود.در حین معاینه،یک نفر بازرس

 از راه میرسه و از دکتر میخواد که مدارک نظام پزشکی شو ارائه بده.


دکتر بازرس رو به کناری میکشه و پولی دست بازرس میزاره و

میگه:من دکتر واقعی نیستم.شما این پول رو بگیر بی خیال شو.


بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه.مریض یقه بازرس رو میگیره

 و اعتراض میکنه.بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط


برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی

شکایت کنی. مریض لبخند تلخی میزنه و میگه:


اتفاقا من هم مریض نیستم اومدم كه چند روز استراحت استعلاجی بگیرم

 برای مرخصی محل كارم ... این است حکایت ما در جامعه...


::
:: مرتبط با: طنز , داستان ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 22 آبان 1394
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.